جلسه دفاع پایان نامه: مهسا قیطاسی، گروه مهندسی صنایع
خلاصه خبر:
عنوان پايان نامه: طراحي چارچوب كاهش مخاطرات و بهبود انتقال بين بيمارستاني نوزادان
ارائه کننده : مهسا قیطاسی استاد راهنما: دكتر محمدمهدي سپهري استاد مشاور: دكتر عباس حبيب الهي استاد داور داخلي: دكتر توكتم خطيبي استاد داور خارج از دانشگاه: دكتر ساناز زرگر نماينده تحصيلات تكميلي : دكتر توكتم خطيبي تاریخ: 1403/11/06 ساعت:11:00 مكان: اتاق 6/22 دانشكده فني و مهندسي
چکیده: سیستم بهداشتی هرکشور، با میزان مرگومیر نوزادان و مادرانشان در دوران بارداري یا پس از آن ارزیابی میگردد. یکی از عواملی که در این میان میتواند روي مرگومیر نوزاد بعد از تولد اثر قابل ملاحظهاي داشته باشد، انتقال نوزادان بیمار به روش صحیح از بیمارستان محل تولد به بخش نوزادان یا بخش مراقبت ویژه متناسب با نیازهایش میباشد. مطالعات نشان داده است که این سیستم در کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه یافته نیز دچار چالشهای متعددی میباشد. برای رفع این چالشها، یک چارچوب کاهش ریسک طراحی شده است تا مشکلات حلنشده بهصورت سیستماتیک شناسایی، اولویتبندی و مدیریت شوند. در این مطالعه، ابتدا شاخصهای عملکردی فرایند انتقال شناسایی شد و با استفاده از تکنیک DANP روابط درونی بین این شاخصها مشخص شد. سپس، برای اولویتبندی چالشها و کمبودهای شناساییشده در حوزه انتقال نوزاد، تکنیک TOPSIS به کار گرفته شد. دادههای جمعآوریشده از متخصصان حوزه سلامت بوده است که اطلاعات جامعی از سیستم انتقال داشتند نتایج نشان میدهد که چالش 'نامناسب بودن، ناکافی بودن و یا خراب بودن تجهیزات مانند انکوباتور انتقال و ونتیلاتور حین انتقال' با cc مقدار 0.772 مهمترین چالش در حوزه انتقال بوده و بعد از آن به ترتیب: 'کم مهارت بودن و یا ناکافی بودن تعداد افراد تیم انتقال برای همراهی نوزاد' با cc مقدار 0.724، 'نبودن واحدی متمرکز برای انتقال نوزادان (تریاژ انتقال)' با cc مقدار 0.712، 'نبودن واحدی متمرکز برای انتقال نوزادان (تریاژ انتقال)' با cc مقدار 0.702، 'مشخص نبودن اطلاعات رد و بدل شده بین بیمارستان مبدأ، تیم انتقال و بیمارستان مقصد' با مقدار ccبرابر با 0.626 از اهمیت بالایی برخوردار هستند. در نهایت با ارائه راهکارهای مناسب در خصوص این چالشها در این مطالعه میتوان از منابع محدود استفاده بهینه نمود؛ میزان مرگومیر نوزادان را کاهش داد، کیفیت مراقبتهای انتقالی را بهبود داد، تصمیمگیری و سیاستگذاری مؤثر را تسهیل نمود، و از تصمیمگیری مبتنی بر شواهد حمایت کرد.